خاطرات دومین سفر رادین به شمال (محمود آباد)
چهارشنبه دوازدهم بهمن ماه 1390
چند روزی بود که تصمیم داشتیم بریم سفر ولی قسمت نشده بود بریم.خلاصه امروز صبح ساعت 9 بیدار شدم و بابا حمیدرضا گفت چمدون رو ببندیم و بریم شمال.
باباحمیدرضا شما رو نگه داشت و منم چمدون رو بستم، کارهای خونه رو انجام دادم و با کمک باباحمیدرضا بردیمت حموم وخلاصه ساعت 1 ظهر آماده شدیم.
رفتیم دنبال مامانی زری و علیرضا و ساعت 3 تو جاده بودیم و به سمت محمودآباد حرکت کردیم.
محمودآباد رو به دو دلیل انتخاب کردیم:
1- از اونجایی که پسری ما دیگه زیاد ماشین سواری رو دوست نداره، تصمیم گرفتیم بریم محمودآباد که نزدیکتره.
2- من و باباحمیدرضا اولین سفر یک روزه دوتایی رو رفتیم محمودآباد - هتل ترنج، خواستیم اولین سفر سه نفره رو به شمال، بریم محمودآباد.
خلاصه ساعت 7 رسیدیم و از قضا رفتیم هتل ترنج.
جالب این بود که از تهران که راه افتادیم تا رسیدیم ، شما خواب بودی و اصلا حتی برای شیرخوردن هم بیدار نشدی و خیلی آقا بودی و اذیت هم نشدی. فقط شب موقع خواب چون به خوابیدن تو تختت عادت کردی، روی پا خوابت نمی برد و باباجون کلی راه بردت و به طور کل یه کم سخت خوابیدی اما دیگه تا ساعت 6 صبح بیدار نشدی و من بیدارت کردم تا شیر بخوری.
پنجشنبه سیزدهم بهمن ماه 1390
امروز هوا حسابی بارونی بود و ساعت 6 بعدازظهر هم فوتبال (پرسپولیس – استقلال) شروع شد و شما هم توی کریر داشتی فوتبال می دیدی و کلی ذوق می کردی و دست و پا می زدی که همون موقع باباجون شروع کرد به صحبت با شما که یهو برای اولین بار با صدای خیلی بلند به حالت ریسه و طولانی شروع به خندیدن کردی و ما کلی ذوق کردیم.
انگار خیلی فوتبال دوست داری که اینقدر خوشحال شده بودی.الهی مامان فدات بشه عزیزم.
در ضمن نتیجه فوتبال هم 3-2 به نفع پرسپولیس (با سر مربی مصطفی دنیزلی) شد .اونم 3 تا گل رو توی دقیقه های 81-83-91 ،بازیکنی به نام زاید، هتریک کرد.هووووووووووووورررراااااااااااااا
البته نمی دونم وقتی بزرگ بشی طرفدار کدوم تیم باشی.
شب هم ساعت 9 برای شام رفتیم رستوران که شما باز هم طبق معمول آقا بودی و تو کریرت خوابیدی.
جمعه چهاردهم بهمن ماه 1390
امروز رفتیم جنگل رویان که جای خیلی قشنگیه و یه آبشار هم به نام آب پری داره.
شما هم که تمام مدت خواب بودی.قرار بود امروز بریم تهران که جاده به خاطر ریزش برف بسته شده بود.
شنبه پانزدهم بهمن ماه 1390
امروز ساعت 2 بعدازظهر به سمت تهران حرکت کردیم و آب و هواهای مختلفی رو طی مسیر دیدیم.
یه قسمت آفتابی،
یه قسمت برفی،
یه قسمت بارونی
.......
بازم که شما تا تهران خوابیدی.الهییییییییییییی مامان فدات بشه اینقدر آقایی.
کلا سفر خوبی بود اما به خاطر سردی هوا و بارونی بودنش به یه عکس نتونستم عکس بیشتری توی جاهای مختلف ازت بگیرم.
اینجا باد شدید بود و شما هم نمی تونستی توی باد نفس بکشی اما فوری یه عکس کنار دریا ازت گرفتم که یادگاری بمونه.

اینجا هم داریم به سمت تهران برمی گردیم



خاطرات دومین سفر رادین به شمال (محمود آباد)
