رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

خاطرات دومین سفر رادین به شمال (محمود آباد)

1390/11/22 13:27
2,419 بازدید
اشتراک گذاری

چهارشنبه دوازدهم بهمن ماه 1390

چند روزی بود که تصمیم داشتیم بریم سفر ولی قسمت نشده بود بریم.خلاصه امروز صبح ساعت 9 بیدار شدم و بابا حمیدرضا گفت چمدون رو ببندیم و بریم شمال.

باباحمیدرضا شما رو نگه داشت و منم چمدون رو بستم، کارهای خونه رو انجام دادم و با کمک باباحمیدرضا بردیمت حموم وخلاصه ساعت 1 ظهر آماده شدیم.

رفتیم دنبال مامانی زری و علیرضا و ساعت 3 تو جاده بودیم و به سمت محمودآباد حرکت کردیم.

محمودآباد رو به دو دلیل انتخاب کردیم:

1- از اونجایی که پسری ما دیگه زیاد ماشین سواری رو دوست نداره، تصمیم گرفتیم بریم محمودآباد که نزدیکتره.

2- من و باباحمیدرضا اولین سفر یک روزه دوتایی رو رفتیم محمودآباد - هتل ترنج، خواستیم اولین سفر سه نفره رو به شمال، بریم محمودآباد.

خلاصه ساعت 7 رسیدیم و از قضا رفتیم هتل ترنج.

جالب این بود که از تهران که راه افتادیم تا رسیدیم ، شما خواب بودی و اصلا حتی برای شیرخوردن هم بیدار نشدی و خیلی آقا بودی و اذیت هم نشدی. فقط شب موقع خواب چون به خوابیدن تو تختت عادت کردی، روی پا خوابت نمی برد و باباجون کلی راه بردت و به طور کل یه کم سخت خوابیدی اما دیگه تا ساعت 6 صبح بیدار نشدی و من بیدارت کردم تا شیر بخوری.

پنجشنبه سیزدهم بهمن ماه 1390

امروز هوا حسابی بارونی بود و ساعت 6 بعدازظهر هم فوتبال (پرسپولیس – استقلال) شروع شد و شما هم توی کریر داشتی فوتبال می دیدی و کلی ذوق می کردی و دست و پا می زدی که همون موقع باباجون شروع کرد به صحبت با شما که یهو برای اولین بار با صدای خیلی بلند به حالت ریسه و طولانی شروع به خندیدن کردی و ما کلی ذوق کردیم.

انگار خیلی فوتبال دوست داری که اینقدر خوشحال شده بودی.الهی مامان فدات بشه عزیزم.

در ضمن نتیجه فوتبال هم 3-2 به نفع پرسپولیس (با سر مربی مصطفی دنیزلی) شد .اونم 3 تا گل رو توی دقیقه های 81-83-91 ،بازیکنی به نام زاید، هتریک کرد.هووووووووووووورررراااااااااااااا

البته نمی دونم وقتی بزرگ بشی طرفدار کدوم تیم باشی.

شب هم ساعت 9 برای شام رفتیم رستوران که شما باز هم طبق معمول آقا بودی و تو کریرت خوابیدی.  

جمعه چهاردهم بهمن ماه 1390

امروز رفتیم جنگل رویان که جای خیلی قشنگیه و یه آبشار هم به نام آب پری داره.

شما هم که تمام مدت خواب بودی.قرار بود امروز بریم تهران که جاده به خاطر ریزش برف بسته شده بود.

شنبه پانزدهم بهمن ماه 1390

امروز ساعت 2 بعدازظهر به سمت تهران حرکت کردیم و آب و هواهای مختلفی رو طی مسیر دیدیم.

یه قسمت آفتابی،شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز یه قسمت برفی،شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز یه قسمت بارونیشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز .......

بازم که شما تا تهران خوابیدی.الهییییییییییییی مامان فدات بشه اینقدر آقایی.

کلا سفر خوبی بود اما به خاطر سردی هوا و بارونی بودنش به یه عکس نتونستم عکس بیشتری توی جاهای مختلف ازت بگیرم.

اینجا باد شدید بود و شما هم نمی تونستی توی باد نفس بکشی اما فوری یه عکس کنار دریا ازت گرفتم که یادگاری بمونه.

 

اینجا هم داریم به سمت تهران برمی گردیم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

Romina
22 بهمن 90 19:19
be salamati khale joon ishala behtarin safararo ba mamanio babai beri radin joonam mashala bozorg shodi mard shodi booos
ازاده مامانه هانا
22 بهمن 90 21:54
سلام عزیز دل خاله
همیشه به سفر
خدا تورو واسه مامان بابای مهربونت و مامانی باباییو واسه تو حفظ کنه عسلم
بووووووووووووووووس

ممنونم خاله جوونم
نهير
22 بهمن 90 22:37
شما آقايي آقا كه تو سفر اذيت نميكني همراهاتو


مرسی خاله نهیر.اما اومدم تهران جبران کردم شبا 2-3 میخوابیدم
farnaz
23 بهمن 90 2:48
الهی قربونت بشم آقا . همیشه به سفر عزیزم . خیلی ماه شدی با اون صورت مهربون مردونت . میبوسمت هزارتا.خدا پدرو مادر گلتو برات نگه داره . ایشالا بزودی میام پیشت

خاله جوون من همواره منتظرتم.

My Little Baby
23 بهمن 90 14:56
ووووی خدا چه عسلـــــــــــی دارررررررررری خدا واستون حفظش کنه مامان یاسمن مهربون مرسی که اومدی پیش نی نی من
مریم مامان پندار
23 بهمن 90 17:42
مارکوپولو حواست باشه ها همش میری ددر کنار مامان و بابا خوش باشی
mami neda
23 بهمن 90 21:06
سلام.. همیشه به سفر عزیزم... دلم شمال خواست.. به به چه پسره خوبی بوده چه قدر هم ناناس شده بوووووسسسسس
مریم مامان عسل
25 بهمن 90 3:07
سلام رادین خوشگلم! همیشه به شادی و سفر آقا! چه عکس خوشگلی! هوس دریا کردم! مواظب باش سرما نخوری کوچولو. بوس
زهرا مامان مه سما
26 بهمن 90 22:19
یاسمن خانم این گل پسرتو داری ددری میکنیا ایشالله همیشه به سفر باشه و بهت حسابی خوش بگذره عزیز خاله

ممنونم گلم
ارغوان
27 بهمن 90 11:35
سلام عزيزم...رادين كوچولو روببوس...ماهم يه سفر اصفهان رفتيم اين هفته ...بزودي تو بلاگم ميزارم شرحشو!
مریم مامان عسل
29 بهمن 90 4:10
سلام یاسمن جون. ممنون که وبلاگ ما رو با قدومتون مزین میکنین. رادین خوشگل منو ببوسین. با عکسای جدید عسلی آپم.
مریم مامان عسل
29 بهمن 90 23:49
از ابراز لطفتون سپاسسسس
ثمین
5 اسفند 90 23:43
سلام اومدم ازتون دعوت کنم تا از نمایشگاه هفت سین دنیای نفیس دیدن کنید منتظرتون هستم